خرید بک لینک
با سلام
بعد از مدتی سکوت ققنوس دوباره به روز شد.
این بار شعر زیبای عقاب دکتر پرویز ناتل خانلری توسط یکی از اعضای انجمن خوانده شد.
شما هم بخونید حتما خوشتون میاد.
شعر عقاب از استاد فقید دکتر خانلری یکی از شاهکارهای بی مانند شعر معاصر است دکتر خانلری مثنوی بلند عقاب را در 24 مرداد 1321شمسی سرود و آن را به دوست دیرین خود صادق هدایت تقدیم کرد.(احوال و آثار خانلری ص119،به نقل از دنیای سخن،ش34و35، ص8)
ظاهرا خانلری نخست شعر عقاب را به صورت یک رباعی سروده و بعدها آنرا در قالب مثنوی در آورده است.(احوال و آثار خانلری ص119،به نقل از دنیای سخن،ش34و35،ص14)
خانلری در مصاحبه ای درباره ی «عقاب» چنین می گوید: «عقاب شعری است که به صادق هدایت اهدا شده است.بعضی اشخاص حدس های مختلف زده بودند،امّا مطلب این است که روزی که این شعر را ساختم،اولین کسی که از من شنید،صادق هدایت بود و این قدر ذوق کرد که گفت: «پاشو بریم بدیم یک جایی چاپ کنند».بعد با هم رفتیم ادارۀ مجلۀ مهر که گمان می کنم دکتر ذبیح الله صفا،سردبیرش بود.آنجا دادیم چاپ کنند وگویا در یکی از شمارها چاپ و منتشر شد وده بیست نسخه هم «تیراژ پار» به من دادند.به هر حال ،علّت این که تقدیم شده است به صادق هدایت،همین مطلب است».(احوال و آثار خانلری ص120،به نقل از دنیا ی سخن،ش34و35،ص14).
این شعر در مجموعه ی «ماه و مرداب»و با این عبارت از کتاب خواص الحیوان آغاز شده:«گویند زاغ سیصد سال بزید وگاه سال عمرش از این نیز درگذرد...عقاب را سال عمر،سی بیش نباشد» (ماه مرداب،ص90)
این شعر که یکی از شاهکارهای ماندگار شعر فارسی است،شعری است سمبولیک که بر اساس دیالوگ بین زاغ و عقاب شکل گرفته.عقاب در این شعر نماد انسان های آزاده است که عمر کوتاه امّا با عزّت را انتخاب کرده اند وبرای عمر طولانی به هر پستی و حقارتی تن در نمی دهند؛بر عکس زاغ که نماد انسانهای حقیر است که عمر طولانی همراه با حقارت دارند وبرای زندگی بیشتربه هر حقارتی تن در می دهند،به عبارت دیگر«مردم عقاب را نمادی از ارزش های متعالی انسان و تصویری پویا و زنده از آدمیانی که جان بر سر ارزشها می نهند تصور کردند؛کسانی که عمر کوتاه ولی با ارزش وزیبای عقاب را بر زندگانی طولانی توأم با پستی وحقارت زاغ،ترجیح می دهند وزندگی را در گنداب پستی ها و حقارت های بد نامی آور سپری نمی کنند»(احوال وآثار خانلری،ص120)
آنچه در شعر عقاب به سادگی پیش چشم ما قرار گرفته،نکته ای مهّم است؛دو راه عرضه شده پیش عقاب و تعارض آنها با یکدیگر در حقیقت رمزی است دیگر از تضاد ابدی خوبی و بدی،زیبایی وزشتی،روشنایی وتاریکی و فضیلت ورذیلت.انتخاب بین راه یزدان و اهریمن،دنیا و آخرت نیز جلوه ای متعالی و الهی از این مسأله گزینش است،چنان که روح وجسم،نفس ملکی ونفس بهیمی، باطن وظاهر،بقا وفنا،لاهوت وناسوت،معنی و ماده،تعبیراتی دیگر از آن تواند بود.(ر.ک:چشمه ی روشن،688).دراین شعر دارندگان وخواهندگان دنیا به مردار خواران تشبیه شده اند.در واقع دو صفت اصلی اهل دنیا و دلبستگان دنیا(که زاغ نماد چنین افرادی است)مردار خواری و میل به نشیب و پستی است: زاغ را میل کند دل به نشیب عمر بسیارش از آن گشته نصیب دگر این خاصیت مرداراست عمر مردار خوران بسیار است(ماه درمرداب،ص95) در حدیث نبوی هم دنیا به مردار(جیفه)مانند شده وخواستاران آن به سگان:«الدنیا جیفةٌ وطُلّابُها کِلابٌ»(احادیث مثنوی،ص216؛نیز ر.ک:چشمۀ روشن688). عقاب در اساطیر ملل دیگر نیز گاه مظهر مبارزه بین اصول روحانی و آسمانی است و جهان فرودین و در مسیحیت،نمودار پیام آوری آسمانی است وپرواز او به منزله ی دعائی بر شده به در گاه خداوند و عنایتی فرود آمده بر بشر فناپذیر(ر.ک:چشمه روشن،668). در حقیقت شعر عقاب،افقی بلند و آرمانی پیش چشم ما می گشاید و کمال مطلوبی همت انگیز به همگان فرا مینمایدکه میل به آن مستلزم رهایی از لجه تاریک آلودگی و پستی وفرومایگی استو پرواز به آسمان بیکران و نورانی پاکی و شرف و آزادگی(چشمه روشن،ص688)
شعر رو در ادامه مطلب بخونید.

برچسب: نویسنده: کاوه قربانی تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 6:38

صفحه بندی